امروز با ﺑﺎﺑﺎﻡ دعوام شد
برگشت گفت من هم سن تو بودم یه بچه داشتم
.
.
.
.
.
منم برگشتم گفتم منم میتونم
ولی به فکر آبروتونم
الان سر کوچه نشستم،
خیلی سرده ️:D
برچسب: من و بابام,من و بابام طنز,من و بابام شعر,قصه من و بابام,جوک من و بابام,من و بابام و باباش,من و دوست بابام,جک من و بابام,
نویسنده: آرتمیس سامانی