دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه و جاتون خالی با قاشق
تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم ، بابام از اونور داد میزنه میگه :
.
.
.
.
.
.
.
.
یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست
تا رومون بشه بزاریمش دم در
اینجوری مردم فک میکنن بُز تو خونه بستیم !!! =)))
برچسب:
نویسنده: آرتمیس سامانی